:: ارتباط بین کفایت سرمایه و نسبت هزینه – درآمد با عملکرد بانک‌های خصوصی ایران طی سال‌های ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸

دکتر سید یوسف احدی سرکانی – استاد یار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه
مرتضی فرزانه – کارشناس ارشد مدیریت بازرگانی(گرایش مالی) از دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه
TMBAچکیده
سرمایه مناسب و کافی یکی از شرایط اساسی لازم برای حفظ سلامت نظام بانکی است و هر یک از بانک‌ها و موسسات اعتباری برای تضمین ثبات و پایداری فعالیت‌های خود باید همواره نسبت مناسبی را میان سرمایه و ریسک موجود در دارایی‌های خود برقرار نمایند. در واقع کارکرد اصلی سرمایه در موسسات مالی و بانک‌ها، پوشش زیان‌های غیرمنتظره ناشی از ریسک‌های اعتباری، عملیاتی و بازار است. از سوی دیگر سودآوری از اهداف اصلی و اساسی است که معیار و شالوده شکل‌گیری فعالیت بانک به ویژه بانک‌های خصوصی را تشکیل می‌دهد که ارتباط قابل توجهی با کارایی فعالیت‌ها و عملیات بانک دارد.
هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین کفایت سرمایه و نسبت هزینه ـ درآمد با شاخص‌های عملکرد بانک‌های خصوصی برای دوره زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸ می باشد. پژوهش حاضر ارتباط بین متغیرهای مزبور و سودآوری را با استفاده از بازده دارایی‌ها (ROA) و بازده حقوق صاحبان سهام (ROE) به عنوان شاخص‌های سودآوری آزمون می‌کند و آزمون فرضیه‌های پژوهش بر اساس شاخص بازده دارایی‌ها می‌باشد.
جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه بانک‌های خصوصی است که قبل از سال ۱۳۸۴ در ایران فعالیت داشته‌اند و از رگرسیون حداقل مربعات تلفیقی برای آزمون فرضیه‌ها استفاده شده است. نتایج حاصله در این پژوهش حاکی از آن است که بین سودآوری بانک‌های خصوصی با نسبت‌های سرمایه درجه اول به جمع دارایی‌ها، سرمایه پرداخت شده به جمع دارایی‌ها و نسبت هزینه – درآمد؛ ارتباط معنی‌دار و منفی وجود دارد. همچنین یافته‌های این تحقیق نشان می‌دهد که نسبت سرمایه درجه اول به دارایی‌های موزون شده به ریسک با سودآوری بانک‌های خصوصی ارتباط معنی‌دار و مثبت دارد اما بین نسبت سرمایه پایه به دارایی‌های موزون شده به ریسک و سودآوری بانک‌های خصوصی ارتباط معنی‌داری وجود ندارد.
کلمات کلیدی: سودآوری، کارایی، کفایت سرمایه، نسبت هزینه – درآمد، بازده دارایی‌ها، ریسک ورشکستگی.

مقدمه
روند شتابان خصوصیسازی که این روزها با سرعتی بیش از گذشته به سمت رهایی از بندهای مدیریت دولتی پیش می رود، مسائل جدیدی را فرا روی بانکها، ناظران بانکها، دولت و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی قرار داده است.
در دهه‌های اخیر توجه به پارامترها و معیارهای حاکم بر نظام بازار هم در بانک‌های دولتی و هم در بانک‌های خصوصی فزونی گرفته است و مدیریت بانکها با تهدیدها و مسائلی دست و پنجه نرم می‌کنند که تا چندی پیش با اتکا به کمکهای دولتی اهمیت چندانی نداشت. بانکهای خصوصی از آزادی عمل بیشتری نسبت به گذشته برخوردار می‌باشند و در غیاب سیاستهای دستوری گذشته که در نگرش مدیریت دولتی به بانکها تحمیل میگردید، فرصتهای جدیدی را نیز برای عملیاتی کردن طرحها و برنامههای ابتکاری مورد نظر خود و افزایش کارایی در اختیار دارند.
مسائلی از قبیل سودآوری و کاهش هزینهها و ارتقا کیفیت خدمات تا چندی پیش در محدوده فعالیت بانکهای کشور که تحت مالکیت و مدیریت دولتی بودند به شکل رقابتی موجود مطرح نبود. هماکنون با تاسیس و گسترش بانکهای خصوصی و خصوصی‌سازی بانکهای دولتی، به مقولهای مهم و قابل اعتنا برای فعالان این صنعت تبدیل شده است چرا که رفته رفته فضای امن و انحصاری گذشته که در سایه حمایتهای دولت از نظام بانکی پدید آمده بود، جای خود را به فضایی رقابتی و پرمخاطره داده است. در این میان اولین و مهمترین عاملی که می تواند در مقابل مخاطرات ناشی از ناتوانی بانکها مقاومت کند نسبت سرمایه به داراییهای بانکی است.
تاملی گذرا در نظریه بانکداری به وضوح گویای آن است که تمام ابعاد و جنبه های گوناگون نظام بانکی هر کشور بطور مستقیم یا غیرمستقیم متاثر از در دسترس بودن سرمایه و امکان کسب بازده مورد انتظار از محل آن است.
کفایت سرمایه (داشتن سرمایه مناسب در مقایسه با دارایی‌ها )نقطه هدف بسیاری از مطالعات بوده است و از آن بعنوان یکی از مهمترین محرک‌ها در سودآوری مؤسسات مالی یاد می‌شود.
تاملی گذرا در نظریه بانکداری به وضوح گویای آن است که تمام ابعاد و جنبه های گوناگون نظام بانکی هر کشور بطور مستقیم یا غیرمستقیم متاثر از در دسترس بودن سرمایه و امکان کسب بازده مورد انتظار از محل آن است.

مسئله پژوهش :
مشکلات پدید آمده در بازپرداخت وام‌های بانکی در دهه‌های ١٩٧٠ و ١٩٨٠ میلادی اهمیت برخورداری بانک‌ها از سرمایه کافی درمواجهه با خطرهای ناشی از عدم ایفای تعهدات از سوی وام گیرندگان را آشکار ساخت. لذا برای مقابله با این تجربه ناخوشایند، کمیته قوانین و رویه‌های نظارتی بانکداری که بیشتر موارد از آن با نام کمیته بال یاد می‌شود ابتکار عمل تدوین استاندارد سرمایه مبتنی بر ریسک را در سطح جهان به دست گرفت . حاصل اقدامات اولیه در راستای تدوین استانداردهای حاکم بر اندازه‌گیری و ارزیابی کفایت سرمایه در دسامبر ۱۹۸۸ میلادی و در قالب بیانیه‌ای به نام موافقتنامه سرمایه بال ۱ (یا موافقتنامه ۱۹۸۸) منتشر شد. بعدها بر روی این موافقت‌نامه اصلاحاتی انجام گرفت و در سال ۲۰۰۴ بیانیه دیگری تحت عنوان بال ۲ صادر گردید که از سال ۲۰۰۷ بصورت عملی در بسیاری از بانک‌ها به مورد اجرا گذاشته شده است. البته این بیانیه در ایران تاکنون اجرایی نگردیده است.
بر اساس این بیانیه‌ها (بال ۱ و ۲) نسبت سرمایه پایه بانک‌ها به دارایی‌های موزون شده به ریسکشان نباید از یک حدی (در حال حاضر ۸درصد) پایین‌تر باشد. همچنین سرمایه یکی از عوامل بنیادین در ارزیابی سلامت و ثبات هر نظام بانکی به شمار می‌رود , بعلاوه حجم سرمایه بانک‌ها، اثر قابل ملاحظه‌ای بر جایگاه رقابتی آنها دارد.
با توجه به بحران اقتصادی اخیر در جهان، موضوع کفایت سرمایه و نسبت هزینه- درآمد برای بانک‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار گشته است.
خاطر نشان می‌سازد نسبت کفایت سرمایه عبارت است از نسبت سرمایه پایه به دارایی‌های موزون شده به ریسک که برای محاسبه نسبت کفایت سرمایه ابتدا با استفاده از ترازنامه، طبقات دارایی شامل اقلام بالای خط و زیر خط استخراج و در ستون مانده داراییها طبق ترازنامه قرار می‌گیرند. لذا طبق آئین نامه در هر طبقه دارایی وزن ریسکی مربوطه اعمال گردیده و در ستون دارایی‌های موزون شده به ریسک منعکس می‌شود و مجموع دارایی‌های موزون شده به ریسک عدد A را در جدول تشکیل می دهد که همان مخرج کسر نسبت کفایت سرمایه می باشد. در مرحله بعد با استفاده از اطلاعات ترازنامه‌ای و یادداشت‌های توضیحی اقلام تشکیل دهنده سرمایه جزء اول (اصلی) و سرمایه جزء دوم (تکمیلی) استخراج و در جدول نهاده شده است. از آنجا که مجموع سرمایه جزء دوم نمی تواند بیش از سرمایه جزء اول باشد، برای محاسبه سرمایه جزء دوم، در صورت فزونی سرمایه تکمیلی نسبت به سرمایه اصلی؛ مازاد آن کسر می‌گردد. از مجموع سرمایه اصلی و سرمایه تکمیلی، سرمایه پایه محاسبه شده و از تقسیم این عدد بر مجموع دارایی‌های موزون به ریسک؛ نسبت کفایت سرمایه برای سال مورد نظر در بانک مربوطه به دست می‌آید.

دانلود مقاله با لینک مستقیم