چگونگی نظارت بانک مرکزی بر سایر بانک ها

چکیده

هدف این مقاله بررسی وظیفه نظارتی بانک مرکزی بر سایر بانک ها و چگونگی اجرای آن است.

از آن جایی که کارکرد مؤثر و سازمان یافته سیستم بانکی کشور، عامل اصلی و ضامن کارایی سیاست های پولی بوده و موجبات موفقیت سیاست های اقتصادی را فراهم می آورد، و از سوی دیگر، بانک مرکزی به عنوان بانک بانک ها و حافظ ارزش پول ملی، در ساختار سیاست گذاری و اجرای سیاست های پولی نقش چشمگیری دارد.

یکی از وجوه عمده ارتباط منسجم بانک مرکزی با سیستم بانکی، برقراری و حفظ نظارت بر عملکرد سیستم بانکی است.

واژگان کلیدی: بانک مرکزی، نظارت بانکی، سیستم بانکی

مقدمه

نظارت و کنترل، فرآیندی بسیار پیچیده، ظریف و حساس می باشد که با روان و عواطف انسان ها در ارتباط است. نظارت همواره از جایگاه ویژه و پر اهمیتی برخوردار بوده است و استقرار نظام های کارامد نظارتی از هدف های عمده مدیران در بخش های گوناگون به شمار می رود، زیرا انجام منظم و هدفمند آن، هوشمندی مدیریت و تشویق و هدایت کارکنان به سوی رفتار مطلوب را نوید می دهد.

نظارت در هر سازمانی به منظور تحقق اهداف با استفاده از روش های قانونی و جلوگیری از انحرافات به منظور اصلاح و بهبود برنامه های آتی سازمان ها و در ۳ مرحله خلاصه می شود:

۱-     انتخاب موازینی برای ارزیابی نتایج عملیات (از جهت کمی و کیفی)

۲-     مقایسه نتایج عملیات حاصله با اهداف و موازین پیش بینی شده

۳-     اقدام به منظور جلوگیری از وقوع یا تکرار ایرادات و اشتباهات پیش آمده.

نظارت و بازرسی، فراهم آورنده اطلاعاتی مفید، شفاف، دقیق و به هنگام برای مدیریت علمی و اثربخش است. هدف و فلسفه وجودی نظارت و بازرسی و کنترل، افزون بر شفاف سازی، شناخت نقاط قوت و ضعف، ارائه پیشنهاد برای اصلاح و ترمیم راهکارها و بهبود شیوه های عملیاتی است.

در فرایند نظارت و کنترل میان «آن چه باید باشد» با «آن چه هست» مقایسه و تطبیق به عمل می آید و نتیجه حاصل، دستاورد و محصول نظارت به شمار می رود. در واقع، عملکرد مورد سنجش قرار می گیرد و انحراف آن از معیارها و استانداردها مشخص شده و راهکارهای اصلاحی برای بهبود آن پیشنهاد می شود.

رسالت یک نظام نظارتی کارا و پویا، شفاف سازی آمار و اطلاعات و عملکرد دستگاه مورد نظارت می باشد. در چنین شیوه نظارتی، نقاط مثبت و منفی در کنار هم دیده می شوند و توانمندی ها و ناتوانی ها و نارسایی ها – همراه با هم- زیر ذره بین قرار می گیرند. بدیهی است که همواره اصل بر برائت است و ترویج فرهنگ اعتماد به دیگران، با تأکید بر اصل برائت، واکنش های منفی افراد، گروه ها یا سازمان های تحت نظارت را کاهش می دهد و فرآیند نظارت و کنترل را به یک هنجار در جامعه مبدل می سازد و احساس مسئولیت همگانی را تقویت می نماید.

امروزه تلاش بسیار می شود تا الگوی «خودکنترلی» جایگزین «دیگر کنترلی» شود.

در حال حاضر، تشکیلات و نهادهای متعددی برای بررسی ابعاد گوناگون فعالیت های بانکی وجود دارند: مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، وزارت امور اقتصادی و دارایی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سازمان حسابرسی، وزارت اطلاعات، دیوان محاسبات کشور، دیوان عدالت اداری، قوه قضائیه و …

در این میان بانک مرکزی، هم از جنبه علمی و تئوریک و هم به لحاظ عملی، نهاد اصلی نظارتی شبکه بانکی به شمار می آید.

شناخت و اهداف بانک مرکزی

بانک مرکزی هر کشور مرکز ثقل سیستم اقتصادی و جایگاه برنامه ریزی و سیاست گذاری پولی و بالاخره می توان آن را قلب تپنده یک کشور دانست.

از جمله اهداف بانک های مرکزی که در راستای سیاست پولی قرار دارد حفظ ارزش پول، برابری تراز پرداخت ها، کنترل نوسانات ارزی، افزایش سطح درآمد ملی، توزیع مناسب و استفاده بهینه از تسهیلات بانکی و نظارت بر اجرای صحیح عملکرد بانک ها است.

اصولاً بانک های مرکزی در صورتی که بتوانند به شکل مطلوبی به وظایف خود عمل کنند به عنوان معیاری ارزشمند جهت ارزیابی تمامی سیاست های اقتصادی و مالی دولت ها در سطح کلان کشور می توانند گویا باشند. لذا اهمیت نظارت بانک مرکزی از این جهت حائز اهمیت است. اصولاً بانک مرکزی به دلیل تدوین سیاست های پولی، اجرای این سیاست ها و کمک به نیل به اهداف توسعه اقتصادی نقش مهم و تعیین کننده تری از گذشته را بردوش خود دارد.

مسئله نظارت بر امور بانک ها که دقیقاً در راستای تدوین سیاست پولی و اجرای این سیاست ها قرار دارد به دلایل زیر از اهمیت بسزایی برخوردار است:

۱-     به دلیل آن که بانک ها دارای قدرت پول سازی در اقتصاد کشور را دارا می باشند.

۲-     بانک ها به عنوان مرجعی قابل قبول از طرف مردم جهت تودیع سپرده های سرمایه گذاری و قرض الحسنه پذیرفته شده اند.

۳-     سهم عمده ای از سیستم پرداخت های کشور بر عهده بانک ها گذاشته شده است.

اصولاً تعیین مقررات روی بانک ها به وسیله بانک های مرکزی به دلیل وجود نقدینگی کافی بانک ها، اطمینان از مدیریت صحیح بانک ها، عدم ایجاد زمینه ضرر و زیان برای این بانک ها و اطمینان از کافی بودن سرمایه بانک ها می باشد.

الزاماً این نظارت به معنای دخالت در تصمیم گیری در مسائل داخلی این سازمان ها نبوده بلکه برای اطلاع و اطمینان از هم سوئی و هماهنگی سیاست های مالی این سازمان ها با یکدیگر از طرفی و با سیاست های بانک مرکزی از طرف دیگر است.

سازمانی که مستقل تر و بی طرف تر از همه بنگاه های اقتصادی کشور می تواند این وظیفه مهم را به عهده داشته باشد و هدفش اعتلا و توسعه اقتصاد کشور باشد بانک مرکزی است و این حاصل نمی شود مگر آن که ابتدا استقلال بانک مرکزی به نحو مطلوب پیاده شود آن گاه در چارچوب وظایف و مسئولیت ها و اختیاراتش نظارت هم برای حصول اهداف رشد و توسعه در همه موارد پیش بینی شود.(اداره آموزش و مطالعات نیروی انسانی، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران)